نمي‌شود، هم‌چنان كه برخلاف انتظار، سهولت يك زبان به رواج آن كمكي نمي‌كند. يك زبان‌، نه‌ به‌خاطر آساني‌، بلكه به‌خاطر خواست مردم رواج مي‌يابد و اگر زبان دشواري را بخواهند، حاضرند بهاي گزافي به‌خاطر آن بپردازند.
به واژگان عبري به فرانسه‌ٴ يوسف بن سامسن قبلاً اشاره شد؛ واژه‌نامه‌هاي ديگري تدريجاً به‌ صورت حاشيه‌نويسي بر نسخه‌هاي كتاب مقدس و كتاب‌هاي ديگر، يا به‌صورت مجموعه‌ واژگان منظم (اغلب دوزباني‌، يعني لاتيني به فرانسه‌) فراهم مي‌شد، از قبيل مجموعه واژگان‌ مربوط به اعضاي بدن‌، اثاث خانه‌، گياهان و غيره‌؛ حتي مجموعه‌هايي به‌ترتيب الفبايي‌.1 كاتوليكون كه جوواني بالبي (سيزدهم ـ 2) جنوايي آن را در سال 1286 تأليف كرد و توفيق‌ چشم‌گيري يافت‌، موجب تسريع اين روش شده بود. نسخه‌هاي خطي فراواني از آن در دست‌ است و سرانجام به زبان فرانسه اقتباس شد، ولي ديگر به هيچ اثر درخور ذكري در زمينه‌ٴ دستور زبان‌، كه پيش از سده‌ٴ شانزدهم تأليف شده باشد، بر نخورده‌ام‌.
برگرديم بر سر شعر، كه در نيمه‌ٴ اول سده‌ٴ چهاردهم آن‌قدر بود كه زبان فرانسه را توانا سازد و آن را جز ايتاليايي‌، از همه زبان‌هاي محلي اروپا بالاتر قرار دهد، زيرا ايتاليايي را نبوغ دانته و پترارك دور از دست‌رس ساخته بود. ژان دومون (سيزدهم ـ 2) پيش از پايان سده‌ٴ سيزدهم داستان‌ گل سرخ را به‌پايان رسانده بود، ولي تا سال 1305 زندگي كرد. اخلاق اوويد تأليف كرِتين لِگواز، كه مقارن همان ايام تأليف شد، به ژان (ملكه‌ٴ فرانسه 1284 ـ 1305) اهدا شد. ژان پيتار، كه به‌ عنوان جراح معروف‌تر است‌، مرد دو زنه را سرود. ژوفرواي پاريسي و گيوم گيار تاريخ‌هاي‌ منظومي نوشتند. گيوم دو گيِويل زيارت‌نامه‌ها را نوشت كه سه منظومه‌ٴ ديني است و نسل‌ها مورد استفاده‌ٴ فرانسويان‌، انگليسيان‌، اسپانيايي‌ها و حتي آلمان‌ها بوده است‌. بزرگ‌ترين اين‌ شاعران گيوم دوماشو، پترارك فرانسه بود، كه شغل منشي‌گري ژان لوكزامبورگي (شاه بوهميا) را برعهده داشت‌، همراه او سفر مي‌كرد و به اين ترتيب شعر فرانسوي را در سراسر اروپا رواج‌ مي‌داد. او علاوه بر شاعر، موسيقي‌دان هم بود و همراه با فيليپ دو ويتري مروج اصلي موسيقي‌ جديد در فرانسه و همه‌ٴ محل‌هايي بود كه نفوذ فرانسه در آنها قوت داشت‌.
در اين اثنا، بازتاب‌هاي فلسفي درباره‌ٴ بسياري موضوعات به‌اهتمام ژان بونه‌ٴ كشيش يا هركس كه موٴلف محاوره‌ٴ علمي پلاسيد و تيمئو يا كتاب اسرار فلسفه بوده‌، در دست‌رس خوانندگان‌ فرانسوي قرار گرفته بود. اين كتابي ساده بود، ولي مردم را به تفكر وا مي‌داشت و مقدمه‌اي‌ عامه‌فهم بر آگاهي علمي بود.

آثار زيادي از لاتيني به فرانسه ترجمه شد، امري كه ثابت مي‌كند علاقه‌ٴ روزافزوني براي‌


Mario Roques: Lexiques alphabetiques francais (2 vola., Paris 1936-38) .1